﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>تحلیل رفتار متقابل</title>
    <description>nazaninakhaie's description</description>
    <link>http://nazaninakhaie.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>نازنین</managingEditor>
    <lastBuildDate>Sun, 08 Feb 2009 18:49:39 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>کودک طبیعی با بخش های مثبت و منفی</title>
      <description>&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt; color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;رفتارهای کودک طبیعی هم میتواند به جنبه های مثبت و جنبه های منفی تقسیم شود.در&amp;nbsp; بخش کودک طبیعی بودن یعنی&amp;nbsp; رفتارهایی&amp;nbsp; را از دوزان کودکی خود دارم که توجهی به قوانین ومحدودیت های والدی نمیکند.اگر این رفتار ها سود بخش باشند در بخش مثبت هستیم.مثلا من در کودکی تصمیم گرفتم خود را با این خواسته والدینم که هیچ وقت خشم خود را بروز ندهم سازگار کنم.در زندگی بزرگسالی هم ممکن است بدون اینکه متوجه باشم از این روش پیروی کنم و با فرو خوردن خشم خود دچار افسردگی یا تنشهای جسمی شوم. سپس ممکن است در روند درمان تصمیم بگیرم نشان دهم چقدر خشمگین هستم وتی آن زمان با خشونت به یک بالش مشت میکوبم بالاخره انرژی های سانسور نشده&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;کودک طبیعی را که در خود حبس کرده بودم به جریان می اندازم.احتمال دارد بعدها احساس بهتری داشته باشم و از نظر جسمی احساس را حتی بیشتری کنم.ما به دوران بزرگسالی میرسیم در حالی که هنوز احساسات بیان نشده کودک مانند غم . اندوه .ترس و وحشت و... را در خود حبس کرده ایم.زمانی&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;که در موقعیت امنی این هیجانات را بروز دهیم&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;رفتار بخش مثبت کودک طبیعی را از خود بروز می دهیم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt; color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;زمانهایی رقتارهای کودک طبیعی می تواند منفی باشد.اگر من در یک مهمانی رسمی شام با صدای بلند آروغ بزنم انگیزه های سانسور نشده&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;کودک خود را ارضا کرده ام ولی پیامدهای اجتماعی آن احتمالا برای من&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;ناراحت کننده تر&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;از زمانی&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;خواهد بود که جلوی آروغ زدن خود را می گرفتم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt; color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;برگردید به 24 ساعت گذشته خود&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;فکر کنید و از وضعیتهایی که در بخش مثبت&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;کودک مطیع و سازگار خود بودید یادداشت بردارید.در هر وضعیت رفتار شما چگونه بود؟آیا می توانید به خاطر آورید از کدام یک از وضعیتهای دوران کودکی خود را باز نواخته می کردید؟همین کار را برای بخش منفی نیز انجام دهید و همینطور برای بخش مثبت و منفی کودک طبیعی.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 10pt; color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://nazaninakhaie.persianblog.ir/post/9</link>
      <author>نازنین</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=120367&amp;postID=2580492</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-120367.post-2580492</guid>
      <pubDate>Sun, 08 Feb 2009 18:49:39 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>کودک مطیع و سازگار با بخش های مثبت و منفی</title>
      <description>&lt;p&gt;خیلی از کارها هستند که ما ناخودآگاه انجام میدهم مثل وقتی که می خواهم از خیابان عبور کنم به چپ و راست خود نگاه می کنمدرست همانطور که پدر و معلمین من اولین بار که تنها به مدرسه میرفتم به من تاکید می کردند.وقتی سر میز شام ظرف سبزی را می خواهم میگویم لطفا آن ظرف را به من بدهید .به عنوان یک کودک طوری این کار را یاد گرفتم که به شکل خودکار آنرا&amp;nbsp;انجام میدادم زیرا یاد گرفته بودم اگر این کار را نکنم ریگران مرا بی ادب به حساب می آورند و اگر در مورد من بد قضاوت کردند دیرتر به ظرف سبزی میرسیدم.رفتارهای کودک مطیع ممکن است با&amp;nbsp; چنین روشهایی برای ما&amp;nbsp; موثر واقع شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بر عکس ما زمانی در جنبه های منفی و غیر خوب کودک مطیع خود هستیم .مثلا به عنوان یک کودک یاد گرفته باشم که روش موثر برای جلب توجه پدر یا مادر قهر یا اخم کردن است و اکنون به عنوان یک فرد بزرگسال ممکن است هنوز کاهی قهر کنم به عنوان آنکه آنچه را که می خواهم به دست آورم وقتی چنین کنم من بخش رشد یافته خودم را که می تواند مستقیما تقاضا کند نادیده میگیرم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یا ممکن است در کودکی میخواستم در کلاس صحبت کنم بچه ها مرا دست می انداختند به&amp;nbsp; همین دلیل الان که به عنوان یک فرد بزرگسال می خواهم در جمع صحبت کنم ممکن است سرخ شوم یا&amp;nbsp; من من کنم و همانطور که دستپاچه شده ام با خود بگویم&amp;nbsp; من اصلا نمی توانم خوب صحبت کنم .در وضعیت واقعگرایانه این زمانی&amp;nbsp; -این مکانی-من کاملا توانایی صحبت کردن را دارم و مشکلی در این مورد ندارم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://nazaninakhaie.persianblog.ir/post/6</link>
      <author>نازنین</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=120367&amp;postID=2533522</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-120367.post-2533522</guid>
      <pubDate>Tue, 27 Jan 2009 20:44:17 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>انسانها ذاتا خوب هستند</title>
      <description>&lt;p&gt;این بدان معناست که من و تو هر دو ارزشمند محترم و گرامی هستیم.من خودم را همانطور که هستم می پذیرم و تو را همانطور که هستی.این حالت از نهاد انسان بر میخیزد تا اینکه به رفتار مربوط شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گاهی ممکن است آنچه را که تو انجام میدهی نه دوست داشته باشم و نه قبول داشته باشم ولی همیشه هر چه هستی تو را می پذیرم.نهاد تو به عنوان یک انسان در نظر من گرانقدر است هر چند که رفتار تو ممکن است چنین نباشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از نظر ارزش انسانی ما هر دو در یک سطح قرار داریم و هیچ یک بالاتر نیستیم.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://nazaninakhaie.persianblog.ir/post/5</link>
      <author>نازنین</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=120367&amp;postID=2521448</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-120367.post-2521448</guid>
      <pubDate>Sat, 24 Jan 2009 20:56:09 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>نادیده انگاشتن,برداشت غلط,همزیستی</title>
      <description>&lt;p&gt;کودک نو پا در مورد پیش نویس زندگی خود تصمیماتی میگیردزیرا که پیش نویس زندگی بهترین روشی را ارایه می کند که کودک می تواند به وسیله آن زنده مانده و با آنچه که در&amp;nbsp; نظرش دنیای وحشتناکی می آید کنار آید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنابراین گاهی&amp;nbsp; ممکن است درک و برداشت خود را از واقعیت به گونه ای تغییر دهیم تا با پیش نویس زندگی ما تطبیق یابد. این چیزی است که به آن برداشت غلط می گوییم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ما جنبه هایی از واقعیت را که&amp;nbsp; ممکن است با پیش نویس زندگی ما در تضاد باشد بدون قصد آگاهانه پس می زنیم. این عمل را نادیده انگاشتن می نامیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به عنوان بخشی از&amp;nbsp; حفظ و نگهداری پیش نویس زندگی خود گاهی اوقات در مقام افراد بزرگ سال در روابطی&amp;nbsp; قرار می گیریم که باز نوازی همان روابطی است که با والدین خود در زمان کودکی داشته ایم.این کار را بدون آگاهی&amp;nbsp; انجام میدهیم .در این کوقعیت یکی&amp;nbsp; از طرفین رابطه نقش ((والد)) و ((بالغ))درون را ایفا میکندو دیگری نق کودک را.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رفتار بین آنها به نوعی است که گویی هر دو از سه حالت نفسانی بهره مند هستند به جای اینکه از&amp;nbsp; شش حالت نفسانی خود بهره گیرند.چنین رابطه ای همزیستی محسوب می شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://nazaninakhaie.persianblog.ir/post/4</link>
      <author>نازنین</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=120367&amp;postID=2521395</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-120367.post-2521395</guid>
      <pubDate>Sat, 24 Jan 2009 20:39:41 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی حالات نفسانی(والد -بالغ -کودک)</title>
      <description>&lt;p&gt;یک حالت نفسانی مجموعه ایی از رفتارها و افکار و احساسهای مربوط به هم است که به وسیله آن بخشی از شخصیت خود را در یک زمان بخصوص نمایان می سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این الگو سه حالت نفسانی متفاوت و مجزا را تصویر میکند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر افکار رفتار و احساسهای من در واکنش به مسایل این زمانی این مکانی باشد و از تمام توانایهایم به عنوان یک فرد بزرگ سال بهره گیرم در حالت نفسانی ((بالغ)) خود قرار دارم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زمانهایی ممکن است که رفتار&amp;nbsp; افکار و احساسهای من درست شبیه یکی از&amp;nbsp; والدینم یا کسانی که جانشین آنها بودند باشد در این صورت در حالت نفسانی ((والد)) خود قرار دارم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گاهی نیز ممکن است رفتار افکار و احساساهایم درست مانند زمانی&amp;nbsp; باشد که کودکی بودم در این صورت در&amp;nbsp; حالت نفسانی ((کودک)) خود قرار دارم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;(بر گرفته از کتاب تحلیل رفتار متقابل)&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://nazaninakhaie.persianblog.ir/post/3</link>
      <author>نازنین</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=120367&amp;postID=2517174</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-120367.post-2517174</guid>
      <pubDate>Fri, 23 Jan 2009 20:32:11 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>سلام</title>
      <description>&lt;p&gt;سلام&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دوست دارم درباره تحلیل رفتار متقابل که یک مکتب روانشناسی هست بنویسم .به من که خیلی کمک کرد و فکر میکنم برای هر کسی&amp;nbsp; بتونه مفید باشه.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://nazaninakhaie.persianblog.ir/post/2</link>
      <author>نازنین</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=120367&amp;postID=2394745</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-120367.post-2394745</guid>
      <pubDate>Sun, 21 Dec 2008 19:30:29 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>به پرشین بلاگ خوش آمدید</title>
      <description>بنام خدا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
      كاربر گرامي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
      با سلام و احترام&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
      پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.&lt;br /&gt;
      شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
      &lt;a href="http://help.persianblog.ir"&gt;http://help.persianblog.ir&lt;/a&gt; براي راهنمايي و آموزش&lt;br /&gt;
      &lt;a href="http://news.persianblog.ir"&gt;http://news.persianblog.ir&lt;/a&gt; اخبار سايت براي اطلاع از&lt;br /&gt;
      &lt;a href="http://fans.persianblog.ir"&gt;http://fans.persianblog.ir&lt;/a&gt; براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان&lt;br /&gt;
      &lt;a href="http://persianblog.ir/ourteam.aspx"&gt;http://persianblog.ir/ourteam.aspx&lt;/a&gt; اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
      در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :&lt;br /&gt;
      support[at]persianblog.ir&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
      و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي&lt;br /&gt;
      abuse[at]persianblog.ir&lt;br /&gt;
      تماس حاصل فرماييد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
      همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت
      ارزشمند استفاده كنيد:&lt;br /&gt;
      &lt;a href="http://mypardis.com"&gt;http://mypardis.com&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
      با تشكر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
      مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ&lt;br /&gt;
      مهدي بوترابي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
      &lt;a href="http://ariagostar.com"&gt;http://ariagostar.com&lt;/a&gt;</description>
      <link>http://nazaninakhaie.persianblog.ir/post/1</link>
      <author>پرشین بلاگ</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=120367&amp;postID=2394692</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-120367.post-2394692</guid>
      <pubDate>Sun, 21 Dec 2008 19:25:11 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
